خل و چل دختر خالو رمضان می رقصد آنقدر خل، که به آهنگ اذان می رقصد
کدخدا رفته که شاید بتوان کاری کرد رفته آنجا که خدا مثل زنان می رقصد
کدخدا مرد بدی نیست ولی می گویند گاه با دختر بد کاره ی خان می رقصد
خل و چل دختر خوشگل، نکند خام شوی حسد است اینکه میان دهتان می رقصد
تو چه میدانی از اینجا که بخواهی بروی شتر گیج اجل کف به دهان می رقصد
کدخدا عاشق چشمان ورم کرده توست چشم هایی که در اوج سرطان می رقصد
تو بمانی چه کسی جرأت رفتن دارد تو بمانی چه کسی با چمدان می رقصد
تو بمانی به خدا مزرعه هم می رقصد من قسم می خورم آری تو بمان، می رقصد
نشود گریه کنی، گول دلت را بخوری پیش خود فکر کنی از غم نان میرقصد
نشود بعد بگویند که نرگس خاتون بینوا در عوض چند قران می رقصد
کدخدا خسته و درمانده نباشی اما همه خوابند و بر کوه ، خزان می رقصد
نرگست رفته مسافر شده یعنی شاید رفته دور از پدر چشم چران می رقصد
ته این شــعر در آبـــادی رقـــاص آبــــاد هر که مست است بآهنگ بنان می رقصد